چند سوال و جواب در مورد سیاست(سری اول)

چند سوال و جواب در مورد سیاست(سری اول)

1_منظور از توسعه در زمینه سیاست چیست؟

مقصود این است که در جامعه همه مردم و تمام گروه ها و نیروهاى اجتماعى و احزاب سیاسى وتشکل هاى متنوع بتواند حرف ها و نقطه نظرهاى خود را در مورد مسائل سیاسى , اجتماعى و فرهنگى با کمال آزادى در چهار چوب قانون بیان کنند, و دیگران هم بتوانند گفتهء آنان را بررسى و نقد نمایند.و نیز براى تمام افراد ملت میدان مشارکت در درون نهادهاى سیاسى موجود در جامعه باز و بلامانع باشد تا هرکس در هر زمینه لیاقت داشت بتواند لیاقت و شایستگى خویش را به منصهء ظهور برساند. همهء این مشارکت ها وفعالیت ها باید طبق قانون مدون باشد و همهء اختلافات پیش آمده بین گروه ها هم باید بر حسب قانون حل و فصل گردد.(1)(پـاورقى 1.حسین بشیریه , جامعهء مدنى , ص 1ـ 2

2-ویژگی های سیاستمدار اسلامی چیست؟

سیاستمدار یعنى کسى که به سیاست مى پردازد و کارهاى سیاسى انجام مى دهد. وقتى کلمه ء را به صورت پسوند به آن اضافه کنیم معنایش این مى شود که چنین سیاستمدارى با در نظر گرفتن نقطه نظرهاى اسلام و رعایت اخلاق اسلامى سیاستمدارى مى کند. سیاستمدار اسلامى داراى خصوصیات زیر مى باشد:1 آشنایى با احکام , اخلاق و باورهاى اسلامى ; زیرا کسى که با قوانین اسلام آشنا نباشد نمى تواند در مرحله عمل آن را رعایت نماید.2 تقوا و عدالت داشته باشد که تقواى الهى سرمایه اصل سعادت و بى تقوایى موجب سقوط در منجلاب بدبختى است و آدم بى تقوا نم یتواند خادم ملت مسلمان باشد.3 راستگو باشد و از کذب و دروغگویى به جد پرهیز نماید.4 شهامت اعتراف به اشتباه را داشته باشد.5 انصاف داشته باشد و حرف ها و عمل هاى خوب دیگران را بد جلوه ندهد.6 مصالح اسلام و مسلمانان و کشورش را بر همه چیز مقدم بشمارد.7 جز در موارد استثنایى که مصالح ملى اسلامى ایجاب مى کند با صراحت لهجه صحبت کند و مردم را در ابهام نگذارد.8 به دیگران هم حق فکر و اندیشه قائل باشد, خیال نکند که فقط افکار او صحیح است و فقط او مى توانددرست فهمیده و درست عمل کند.9 از راه هاى غیر مشروع . مانند تهمت به طرف مقابل اهداف خود را دنبال نکند.10 امین ملت و کشورش باشد.شرایط یاد شده و صفات دیگرى مانند هوشیارى , زیرکى و... از اوصاف سیاستمدار اسلامى است.

3_منظور از اصطلاح خط سوم چیست؟

امروزه دو خط، یا دو جناح، در کشور ما جریان دارد؛ جناح راست و جناح چپ. به جامعه روحانیت مبارز و پیروانش، جناح راست و به مجمع روحانیون، جناح چپ اطلاق مى‏شود. خط سوم، به خطبى مى‏گویند که نه به طور کلى خط و مشى جناح راست را قبول دارد و نه جناح چپ را، بلکه تلفیقى است از خط راست و چپ.به تعبیر دیگر نیمى از خط و مشى جناح راست را قبول دارد و نیمى از خط و مشى جناح چپ را.

4_جناح راست و چپ یعنی چه؟توضیح دهید چگونه این اتفاق افتاده است؟

راست و چپ در اصطلاح سیاسى معناى خاص خود را دارد و علّت این که عده اى را موسوم به راست و عده اى را موسوم به چپ مى کنند, از آن جا ناشى مى شود, ولى جناح راست و چپ در ایران و در نظام سیاسى کشور ما ویژگى مخصوص به خود را دارد. جناح راست فعلاً بیش تر از نیروهاى مذهبى و طرفدار اجراى احکام دینى بر اساس مبانى اسلامى و طرفدارى ازولایت فقیه ـ به عنوان یک اصل اساسى , دینى و الهى ـ قلمداد مى شوند, ولى جناح چپ بیشتر از نیروهاى سیاسى وروشنفکر و مخالف سنّت گرایى تشکیل شده اند, گرچه در بین آنان افرادى اسلامى وجود دارند.در ایران دو گروه مخالف با یکدیگر (حال مخالفت آن ها به هر علّت باشد) قرار مى گیرند; یعنى اساس تشکّل ,مخالفت افراد با یکدیگر است , نه مخالفت در تئورى و دیدگاه . از هر شخصى که در گروه چپ یا راست قرار گرفته وطرفدار این یا آن گروه است , سؤال شود شما بر چه اساسى از این جناح طرفدارى مى کنى , نمى داند! آیا اختلاف درمبانى اقتصاد است یا در سیاست خارجى یا چیز دیگر. همه مى گویند در سیاست خارجى بر اساس اصل نه شرقى ونه غربى باید عمل بشود.در اقتصاد هر دو جناح مى گویند: نه سرمایهى دارى غربى و نه سوسیالیستى شرقى , بلکه سرمایه دارى محدود وکنترل شده . البته گروه ها و حزب ها براى خود دیدگاه و نظر خاصى دارند که در سیاست خارجى یا اقتصادى و یاسیاست داخلى , آن را مى گویند.

5_دادگاه بلژیک به چه علت آقای هاشمی رفسنجانی را محکوم کرد؟

شخصى از تبعهء بلژیک که در ایران بود, به دادگاه بلژیک از آقاى هاشمى رفسنجانى شکایت کرد ومدعى شد مدتى که من در ایران بودم , به دستور آقاى هاشمى مرا مورد ظلم و اذیّت قرار دادند. دادگاه بلژیک ایشان را محکوم کرد و بعد که ایران سفیر بلژیک را به وزارت امور خارجه فرا خواند, دولت بلژیک نیز مسئلهء را خاتمه یافته اعلام و اظهار کرد: این رأى قاضى بوده و ربطى به دولت بلژیک ندارد و از ایران عذرخواهى کرد. البته این اتهامات یکى از وسایل تبلیغى علیه جمهورى اسلامى و براى مخدوش کردن چهرهء ایران در صحنهء بین المللى صورت گرفته بود.

6_ریشه و پایه اختلافات ما با آمریکا و دشمنی ما با امریکا در چیست؟

براى پاسخ به پرسش شما، لازم است در ابتدا بگوییم که براى ما "آمریکا" فقط یک کشور خاص در قسمتى از کردة زمین نیست که داراى جمعیت خاص و مساحت معینى باشد، بلکه آمریکایى که ما با آن در تعارض و تقابل هستیم در حقیقت یک مکتب فکری، یک نوع فرهنگ،‌و حتى نوعى روش است که دولت آمریکا بارزترین مصداق آن مى باشد.اساس اختلاف ما با انى آمریکا - و هر کشور دیگرى که داراى چنان فرهنگ یا روشى باشد - در یک چیز خلاصه مى شود و آن حفظ استقلال و مبارزه با استعمار است.طبق همین اصل ما تا چند سال پیش با کشورهایى مثل فرانسه و انگلیس و شوروى هم در تضاد بودیم و رابطه اى با آن ها نداشتیم، ولى امروزه با تغییر مواضع سیاسى آن ها نسبت به جمهورى اسلامی، کشور ما با آن ها در ارتباط است و ما در آن کشورها سفارتخانه داریم.البته این را هم بگویى که دولت آمریکا به دلایل دیگرى هم از نظر ما منفور است و آن دخالت ها و اهانت هاى آشکار و پنهان به مردم ما و کشور ما است، مثلاً حملة نظامى طبس، حمایت از گروه هاى تروریستى مخالف ایران، سقوط هواپیماى ایرباس ایرانى در خلیج فارس، مسئلة تروریست بودن ایران، مسئلة ساخت بمب اتم، کمک به رژیم عراق در جریان جنگ و ... که آوردن همة آن ها فرصت بیشترى را مى طلبد.

7_آیا رهبر برای مشکلات جامعه ی اسلامی نمی تواند قدم بردارد؟

یاید گفت نگرانی جنابعالی نسبت به اوضاع جامعه اسلامی وچالشهای پیش رو در زمینه های مختلف وارائه طریق در حل ورفع معضلات قابل تقدیر است. چرا که ما نیز بسان شما منکر موانع ومشکلات بالأخص درمسائل معیشتی نیستیم.واما راجع به سؤالی که طرح نموده اید مقدمتاً چند سؤال می بایست پاسخ بیابد. اولاً اینکه منشاء مشکلات ونابسامانیها چیست؟ دوم اینکه توانائی های افراد ومجموعه ها برای ارتفاع یک نقیصه در چه حوزه ای تعریف می شود؟ منشاء مشکلات ونابسامانیها را باید در موارد متعددی جستجو نمود. برخی عوامل بیرونی است. یعنی خارج ازنظام تحمیل می شود ازآن جمله دشمنیهایی است که با آرمانها و مقاصد نظام می شود، از دشمنان خارج گرفته تا خیانت دشمنان داخلی، وبرخی از مصادیق واضح آن نیز از دید جنابعالی پوشیده نیست، جنگ 8 ساله، تحریم بر علیه جمهوری اسلامی، تحرکات گروهکهای معاند ومحارب چون منافقین و....که توطئه های برنامه ریزی شده ای هستند از طرف آمریکا وبعد از پیروزی انقلاب اسلامی مورد توافق سیاستمداران آمریکا بود ویکی پس از دیگری انجام شد. مسأله بعد مسأله افراد وتوانائی های ایشان و وظیفة هر شخص در حل مسائل است. باید توجه داشت پیکره نظام اگر چه تحت تدبیر روح واحدی چون رهبری اداره می شود اما نباید فراموش کرد اجرای این تدبیر دیگر قائم به فرد نیست. اگر اندامی ضعیف، ناقص وناتوان باشد عاجز از اجرا و به ظهور رساندن خواسته های روح می‌شودو روح نیز در این شرائط خواسته هایش کامل و بی عیب عملی نمی شود.حکایت نظام نوپا ونهال نورس انقلاب ونظام ما نیز حکایت طفل خردی را می ماند که زمین خوردن و تجربه درد وتلاش درحل مشکلات در جبین تقدیر او صحبت از سنت الهی فاستقاموا می کند. یعنی هر ادعایی در نزد پروردگار خالی ازامتحان و تجربه تلخکامی نیست وادعای حکومت الهی و اسلامی نیز در این مسیر مواجهه با سختیهایی است که در بستر آن افراد وملت وحکومت به رشد وبالندگی دست می یابد . لذا رشد دفعی وانتظار حل تمام مشکلات درمدت زمان کم انتظار غیرواقعی است. وحق این است که با تمام این حرفها پیشرفت و رشد وبالندگی وجه مشخصهحکومت ماست وفقط کافی است به بیانات مقام معظم رهبری وریاست محترم جمهوری در همین اواخر عنایت بیشتری بنمائید. واما پاسخ سؤال دوم که ما توانائی وعدم توانائی افراد را در چه حوزه هائی باید تعریف کنیم. درمورد مقام معظم رهبری این شبهه احتمالاً با تبیین جایگاه رهبری و وظائف ایشان رفع شود وظیفه رهبری برحسب حدود اختیارات این جایگاه در قانون اسلامی هماهنگی قوای سه گانه است وانجام کارهای اجرایی توسط ایشان وجهه قانونی ندارد.به عنوان مثال جایگاه نماینده مجلس در نقش پارلمانی اش تلاش در جهت تصویب قوانین لازم برای اداره کشور است وما نمی توانیم از او انتظار کار اجرایی داشته باشیم. اگر رهبری در مسؤولیت اجرایی کشور تصور شود (نه در جایگاه رهبری) با قدرت وتوانی که در تقوی و جدیّت و پیگیری مسائل در ایشان سراغ داریم از اقداماتی که لازمه چنین مسؤولیتی است کوتاهی نخواهد کرد اما وقتی رهبر درجایگاه رهبری قرار می گیرند باید هماهنگ کننده قوا وتذکر دهندة انحرافات باشد.چون جایگاه رهبری جایگاه اجرایی نیست طبعاً این انحرافات ومشکلات از کانال قوه مجریه حل می شود. رهبر در پیچ وخمهای مفاسد اقتصادی، اداری، قضائی وغیره...مسئولین را فرا خوانده ضمن تذکر به آنها خواستار پیگیری جدی آنها می شود.چنانچه ما نیز اصولاً معتقدیم درمقابل تمام مشکلات وبحرانها درهمه زمینه ها رهبری موضع واضح ومشخصی دارند ودر همه موارد اعلام خطر جدی کرده اند وما می توانیم با ارائه فهرستی از موضوعات بر اندیشه مخالفان خط بطلان بکشیم.نکته دیگراین که قدرت رهبری به قدر معرفت وجدیت وتوان اجرایی مسئولین به ظهور می رسد وباید قدرت عمل خویش را با معرفت وجدیت وتوان اجرایی مسئولین هماهنگ نماید زیرا او مربی جامعه است، باید با جامعه همراه وهماهنگ باشد، چنانچه حتی در مورد مولی علی(می بینیم رهبری آن حضرت در حد کارایی کارگذارانش ظهور می کند که البته جدیت کارگزاران درامور درمرتبه ای نازلتر از خود مولی است.همه کارگزاران چون مالک اشتر نیستند که اگر بودند کاستی ها بروز نمی کرد. در اینجا می توان کاروان سالاری را مثال زد که باید همراه کاروان از راهها برود وکاروانیان را هدایت کند اونمی تواند از کاروان با گذشتن از راههای صعب العبور به سرعت به مقصد برسد. رئیس کاروان با صبر وتحمل از راههای هموار کاروانیان را به مقتضای توانشان به مقصد می رساند. وازنظر آسیب شناسی اگر نظامی قائم به فرد باشد، در صورت نبودن او آسیبهای جدی به نظام وارد می آید که جبران ناپذیر است وپایه های اصلی آنرا فرو می ریزد از این رو در تعالیم امام خمینی"ره" نیز اهتمام جدی در قائم به فرد نبودن نظام کاملاً مشهود است وآن تأکید بر قانون و قرار گرفتن همه چیز در جایگاه قانونی خود است.در پایان امیدواریم خداوند به ما وشما توفیق انجام وظیفه وخدمت به اسلام وایران را برمحور ولایت فقیه عنایت فرماید وما رانسبت به وظایفی که داریم، آگاه ومتوجه گرداند.

8_علت عدم هماهنگی در سیاست های کلان و خرده نظام چیست؟

حقیقت این نیست که دربدنة‌دولت وبعضی نهادها ی وابسته به حکومت افرادی هستند که از مشکلات مردم غافل ونسبت به حل آن بی اعتنائی می نمایند. اگر چه بعد از سخنرانی مقام معظم رهبری (درورامین ودر دردیدارشان با نمایندگان مجلس وغیره) که بر حل جدی مشکل گرانی تأکید نمودند واخیراً بطور ریز وارد ماجرا شده ودستور فرمودند کلیه مجوز‌های گرانی که دستگاههای دولتی دارند باید لغو شود،‌پیرو این فرمایشات تا حدود زیادی گرانی های اخیر به سمت قیمتهای قبلی حرکت معکوس نمود ولی باز هم به قیمت سابق برنگشت بلکه حالتی بین قیمت قبلی و گران شده پیدا کرده، به هر صورت منظور مقام معظم رهبری همانطور که با صراحت کامل بیان کردند "حذف مجوز گرانی ها بود" نه این گونه که آقایان اقدام نمودند.امید است با پیگیریهای بازرسی کل کشور شاهد تحقق کامل خواسته های ولی امر مسلمین باشیم.

9_عاقبت پرونده رشوه گیری آقای جزایری چه شد؟

بهرحال برابر آخرین حکم صادره از دادگاه مبارزه با مفاسد اقتصادی پس از حدود 2 سال رسیدگی و تحقیق و بررسی اسناد و مدارک سوء استفاده نامبردة بالا صورت گرفت. مشار الیه به 28 سال زندان ومصادرة اموال سوء استفاده شده و برگشت آن به بیت المال محکوم شد. البته شرکای جرم وی نیز با اندک تفاوتی محکومیتهایی داشتند ولی همگی آنان در استرداد اموال سوء استفاده شده محکوم شدند.

10_آیا دین و سیاست دو مقوله جدانشدنی هستند؟

با مرورى کوتاه بر قوانین اسلامى و آیات قرآن روشن مى‏گردد که اسلام دینى است جامع و همه سونگر که تمام ابعاد زندگى انسان (فردى اجتماعى دنیوى اخروى مادى و معنوى) را در نظر گرفته و همان گونه که مردم را به عبادت و یکتا پرستى دعوت نموده و دستورات اخلاقى و مربوط به خودسازى فردى را دارد احکام و دستوراتى در مورد مسائل حکومتى سیاسى اقتصادى اجتماعى قضایى و مربوط به اداره صحیح جامعه روابط بین المللى حقوقى و ... داراست و مقررات قضایى حقوقى روابط اجتماعى مسائل اقتصادى تربیتى و ... دارد. سیره و روش رسول اکرم(ص) نشان دهنده این است که دین از سیاست جدا نیست و خود آن حضرت ضمن تشکیل حکومت مسوولیت اجرایى و قضایى آن را بر عهده داشت. امیرالمومنین على (ع) نیز حکومتى بر اساس عدل و اجراى دستورات الهى بنا نهاد و ... پس تشکیل حکومت از ضروریات دین اسلام است و آیات فراوانى در این زمینه وجود دارد؛ از جمله: 1- آیات مربوط به امر به معروف و نهى از منکر (آل عمران 104 110 ؛ توبه 71) 2- اطاعت از اولى الامر (نسا 59 65 10) 3- نپذیرفتن ولایت و سرپرستى بیگانگان کافران و ظالمان (آل عمران 28 118 ؛ نسا 6 141 144 ؛ مائده 51 57 هود 113) 4- ولایت پیامبر و ولایت مؤمنین بر یکدیگر (احزاب 6 ؛ توبه 71 ) 5- مشورت با مومنین (آل عمران 115 151 ؛ شورى 38) 6- نجات مظلومین و مستضعفان (نسا 75) و همه آیات مربوط به جهاد و دفاع. 7- هدف از دین و بعثت انبیا برپایى عدالت اجتماعى و قوانین الهى است (نسا 58 135 ؛ حدید 29؛ مائده 8 ؛ نحل 90) 8- نهى از حکم به غیر دستورات الهى (مائده 44، 45، 47، 50) 9- خصوصیات جامعه اسلامى (اعراف 157 ؛ فتح 29) 10- لزوم وجود نیرو و تجهیزات براى حکومت اسلامى (انفال 60) 11- رهبر و کسى که مردم از او اطاعت و پیروى مى‏کنند باید از همه اصلح باشد (یونس 35) 12- سرانجام دین خدا بر همه ادیان و مکاتب پیروز مى‏گردد و حکومت در دست صالحان قرار مى‏گیرد (قصص 5 ؛ فتح 28 ؛ توبه 33) 13- نمونه حکومت انبیا در قرآن مانند حکومت داود و سلیمان (ع) (نمل ص 26) و روایات در این زمینه زیاد است از جمله روایتى است که صدوق در کتاب «علل الشرایع» نقل کرده است که فضل بن شاذان از امام رضا(ع) پرسید: چرا خداوند دستور داد که از اولوالامر اطاعت کنید؟ حضرت در ضمن جواب فرمودند: اگر خداوند امامى که امین و حافظ دستورات الهى باشد براى مردم قرار ندهد دین از بین مى‏رود و سنت‏ها و دستورات الهى دگرگون مى‏گردد (علل الشرایع ج 1 باب 182 حدیث 9) و نامه امیرالمومنین به مالک اشتر و... همه اینها دلالت بر عدم تفکیک سیاست از این دین دارند. بنابراین اگر یک مسلمان نخواهد نظام و اندیشه سیاسى اسلام را بپذیرد در واقع به نوعى گزینشگرى در دین است زده است و بخشى را برگرفته و بخش دیگر را فرونهاده است و این در منطق قرآن مردود مى‏باشد.

 

 

/ 0 نظر / 21 بازدید