چند سوال و جواب در مورد مسائل فرهنگی و اجتماعی (سری اول)

چند سوال و جواب در مورد مسائل فرهنگی و اجتماعی (سری اول)

1_راه صحیح و عقلایی زندگی چیست؟

این سؤال گرچه کلى است و پاسخى طولانى را مى‏طلبد ولى پاسخ کلى آن را خدمت شما عرض مى‏کنیم. اگر نیاز به تفصیل بیشتر بود در مکاتبه بعدى توضیحات لازم را ارائه خواهیم کرد. در صورتى خواهیم توانست صحیح و عقلانى زندگى کنیم که شناخت کافى از خود داشته باشیم. بنابراین قدم اول در این جهت داشتن نگرشى کامل و صحیح به مجموعه جهان هستى از جمله خود و توانایى‏ها و استعدادهاى خود است اگر عقل تبیین صحیحى از جهان و هستى و رابطه انسان با هستى به ما بدهد انسان خواهد توانست چگونگى ارتباط با اطراف خود را تشخیص دهد تا از آنچه که دارد بهترین و بیشترین استفاده و بهره ببرد عقل مى‏تواند نگرش و شناخت صحیحى از کل هستى به انسان ارائه دهد ولى خود مى‏گوید که به تنهایى نمى‏تواند روش عملى انسان را که جنبه‏هاى مختلف و غامضى دارد ارائه کند خرد انسانى خود اذعان دارد که باید در این مورد از خالق هستى و انسان کمک گیرد چنین است که وحى و احکام الهى به کمک عقل مى‏آید و روش صحیح زندگى را به انسان مى‏آموزد پس با دو اهرم عقل و وحى خواهیم توانست اولاً هستى و انسان را بشناسیم و ثانیاً چگونه زندگى را از عقل و وحى بیاموزیم لذا باید انسان با کمک و راهنمایى رهبران دینى در این جهت گام بردارد. در این زمینه باید به نکات زیر توجه کرد: 1- استعدادها و نیروهاى بالقوه در وجود افراد و انسانها مختلف است و هر فردى باید ویژگى و توانمندیهاى خاص خود را بشناسد در راه رسیدن به هدف خود کمک بگیرد و آنها را شکوفا نماید. 2- اهداف انسان مختلف است ولى باید بر اساس یافته‏هاى عقل و آموزشهاى دینى هدف خود را تشخیص ومعین کند تا در این دنیا بى هدف سرگردان نگردد. 3- یکى از رموز موفقیت در زندگى وجود برنامه‏اى است که بر اساس توانایى‏هاى خاص خود را تدوین شود وامور زندگى بر اساس آن سامان یابد. 4- باید در انجام هدف کارها با اراده و عزم جدى و پشتکار وارد شد تا هدف معقول انسانى تحقق یابد. 5- انسان بتدریج مى‏تواند به اهداف خود دستیابد و شتابزدگى آفت بزرگى است که انسان را از زندگى به سامان محروم مى‏کند. در این باره ضمن بیان حدیثى از امام کاظم(ع) که برنامه زندگى هر انسانى را ارائه فرموده است. امیدواریم روشنگرى بیشترى داشته باشیم. امام(ع) در تحف العقول چنین مى‏فرماید: بکوشید اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: - ساعتى را براى مناجات با خداوند. - ساعتى را براى کار زندگى و معاش. - ساعتى را نیز براى ارتباط با برادران و افراد مورد اعتماد خود آنها که عیوب شما را به شما مى‏فهمانند و خالصانه شما را دوست دارند. - بخشى از زمان خود را نیز براى درک لذت‏هاى حلال (تفریح، استراحت و...) خلوت کنید که به وسیله همین بخش است که خواهید توانست وظایف سه بخش دیگر را انجام دهید. از آن جا که شما در حال تحصیل هستید بخش اعظم زمان خود را به تحصیل و درس خواندن و تحقیق و بررسى اختصاص دهید، چون کار شما در این دوره تحصیل علم است علاوه بر آن به نماز و عبادات و ارتباط با دوستان و هم‏درسى‏ها و استراحت و تفریح توجه داشته باشید. 1- حداقل هفت ساعت بخوابید که نود درصد آن باید هنگام شب باشد. 2- بخش اعظم وقت شما باید صرف تحصیل شود سعى کیند بهترین وقت را براى مطالعه و تحقیق اختصاص دهید. 3- تغذیه مناسب صبحانه ضرورى است و صرف نکردن صبحانه مشکلات جدى به دنبال دارد. 4- ورزش از جهات مختلف روحى و جسمى و جلوگیرى از فشار غریره جنسى و... بسیار مفید است. 5- معاشرت با دوستان صالح و تفریح با آنان موجب توفیق بیش‏تر خواهد بود. 6- بخشى از وقت خود را صرف کسب اطلاعات لازم سیاسى و مسائل روز کنید البته در حد نیاز و بدون افراط و تفریط. 7- توجه کافى به مسائل عبادى (نماز سروقت، تلاوت قرآن و ادعیه). 8- تنظیم یک برنامه دقیق براى اجراى موارد فوق.

2_آیا خواستگاری دختر از پسر جائز است؟

این کار اشکالى ندارد؛ ولى یک نکته را باید توجه داشت و آن این که اگر کسى چنین اقدامى کرد، باید خود را براى شنیدن پاسخ منفى طرف مقابل نیز آماده کند؛ خصوصاً که دختران در این زمینه حساس‏ترند و در صورتى که اقدام به خواستگارى کنند و با پاسخ مناسبى روبه‏رو نشوند، ممکن است از نظر روحى بسیار متألم گردند. موضوع دیگر آن که ممکن است در چنین مواردى، طرف مقابل، برداشت صحیحى از این اقدام نداشته باشد و بلکه به فکر سوء استفاده از موقعیت پیش آمده باشد. ازاین‏رو توصیه ما آن است که حتى‏الامکان به طور مستقیم اقدام نکنید و سعى نمایید از طریق واسطه‏هاى مؤمن و مورد اعتماد، این تمایل را ابراز کنید. در پایان نیز هم‏چنان که خود به این مسأله واقف هستید شما را توصیه به حفظ تقوا و عفاف کرده و این اطمینان را به شما مى‏دهیم که در صورت حفظ تقوا، خداوند راه خروج از مشکلات و بن‏بست‏ها را براى شما فراهم خواهد ساخت: کسى که تقوا پیشه سازد خداوند راه خروج از بن‏بست‏ها را به او خواهد نمایاند، (طلاق، آیه 2).

3_حدود آزادی در دین چیست؟

در این مقوله سخن بسیار است. مسلماً آزادى مطلق مقبول دین نیست همان‏گونه که عقلا نیز چنین لجام گسیختگى را نمى‏پذیرند. دین براى آزادى حد و مرزى قائل است. از دیدگاه اسلام اساساً عقیده قابل تحمیل نیست لا إِکْراهَ فِی اَلدِّینِ‏یعنى نمى‏توان هیچ کس را به پذیرش قلبى عقیده‏اى وادار نمود. ولى در نظام اجتماعى دین قطعاً محدودیت‏هایى را در برنامه‏هاى عملى خود دارد. مثلاً اجازه فساد و ترویج فحشا را نمى‏دهد و نیز پس از پذیرش دین، خروج علنى از آن را مردود و قابل مجازات مى‏شمارد ولى در عرصه آزادى‏هاى اجتماعى اسلام براى انتقاد سازنده محدودیتى قائل نیست و آزادى‏هاى معقول اجتماعى را محترم مى‏شمارد.

4_جامعه مدنی چیست؟

جامعه مدنى واژه رایج در قرن هیجدهم که بعد از معرفى و توضیح نظریه قرار داد اجتماعى وارد اندیشه سیاسى شد. جامعه مدنى دلالت بر وضعى از جامعه دارد که در آن انسان از حالت طبیعى (یعنى پیش از درآمدن در زیر قدرت و حکومت و قانون) خارج شد و با دست کشیدن از آزادیهاى طبیعى و عمل آزادانه به دولت و قانون گردن نهاد. هگل (1831 - 1770) فیلسوف آلمانى جامعه را به مدنى و سیاسى تقسیم مى‏کرد و اولى را مرکب از شهرها و گروههاى گوناگون با حرفه‏هاى مختلف آنها مى‏دانست و از جامعه سیاسى دولت و دستگاه ادارى آن را در نظر داشت و آن را محصول تا ثیر متقابل اجزاى تشکیل دهنده جامعه مدنى مى‏پنداشت. منبع : فرهنگ علوم سیاسى . مرکز اطلاعات و مدارک علمى ایران . بهار

5_چرا علاقه دینی جوانان کم شده است؟

ممکن است برخى از جوانان علاقه کمترى به مسائل دینى نشان دهند؛ لیکن این مسأله در حدى نیست که کاهش جدى و چشمگیرى را نشان دهد. در عین حال افت موجود در هر سطحى که باشد، تابع عوامل متعددى مى‏تواند باشد از جمله: 1- شدت تهاجم فرهنگى بر علیه مبانى و ارزش‏هاى دینى، 2- وجود پاره‏اى از مشکلات در زندگى 3- ضعف تربیت دینى در خانواده، 4- کاستى در نظام آموزشى کشور، 5- عدم توجه کافى در فقدان برنامه‏ریزى دقیق مسؤولان فرهنگى کشور.

6_خدمات اسلام به ایران چه بوده است؟

خدمات اسلام به ایران ابعاد مختلفى دارد و در موارد متعددى اسلام باعث شکوفایى و احیاى استعدادهاى شگفت و خلاقیت‏ها و نوآورى‏هاى بسیارى گردیده است. قبل از پرداختن به تأثیر اسلام در رشد علمى، فرهنگى، ادبى، سیاسى ایران لازم است به این نکته توجه داشته باشید که آنچه در رابطه با تمدن ایران باستان آمده و به نظر برخى از ایرانشناسان مانند: پروفسور پوپ تمدن یونان کهن نیز متأثر از ایران بوده است ربطى به زمان ورود اسلام به ایران ندارد، زیرا زمان بعثت پیامبر اکرم(ص) ایران در بدترین وضعیت سیاسى و اجتماعى در طول تاریخ خود به سر مى‏برده است. نظام بسته و شدید طبقاتى به گونه‏اى که حتى اجازه تحصیل دانش به توده‏ها داده نمى‏شد بچرخند موجب شکست در جنگ شود. ظلم و تعدى نسبت به توده‏ها، انحرافات فکرى و عقیدتى، جنگ قدرت، به گونه‏اى که پدر و پسر و برادر براى چند صباحى حکومت خون یکدیگر را بریزند و مفاسد بسیار دیگر از امورى بوده است که موجب افول ستاره تمدن ایران شده و موجب انفجار عظیمى در میان توده‏ها گردیده و آنان را منتظر یک برنامه اصلاح‏گرانه انقلابى و همه جانبه ساخته بود که با ورود اسلام و احکام ارزشمند آن ایران همه آمال خود در آن یافته و نه تنها به سرعت به اسلام گرویدند، بلکه از جان و دل به یارى مجاهدان اسلام شتافته و همگام با آنان دژهاى طاغوت را در هم شکسته و حتى شاه ایران به دست یک آسیابان ایرانى به قتل رسید. اما برخى از خدماتى که اسلام به ایران نمود به طور فشرده عبارتند از: 1- تصحیح عقاید و ارائه جهان‏بینى و ایدئولوژى صحیح و منطبق با عقل و از بین بردن پندارها و خرافات، که بررسى این مسأله خود کتابى مستقل مى‏طلبد. 2- اصلاح نظام سیاسى و از بین بردن نظام طبقاتى و برقرارى مساوات در تمام سطوح و لایه‏هاى اجتماعى. 3- تقویت و اجیاد زمینه‏هاى رشد استعدادها در ابعاد مختلف علمى، ادبى و... در پى این مسأله بود که هنرمندان، شاعران ودانشمندان بسیار برجسته‏اى پدید آمده و علم و دانش و هنر در ایران حیاتى نوى یافت و تأثیر آن اقصى نقاط عالم را درنوردید و هنوز که هنوز است آثار دانشمندانى چون بوعلى‏سینا، ابوریحان، ذکریاى رازى و... در سطح جهان چون خورشید درخشش دارد. تأثیرات اسلام در ایران ابعاد گسترده دیگرى نیز دارد که لازم است نگارنده سؤالات در رابطه با تاریخ ایران قبل و بعد از اسلام مطالعات بیشترى انجام دهد. براى آگاهى بیشتر ر.ک: 1- خدمات متقابل اسلام وایران‏شهید مطهرى 2- فرهنگ اسلام در اروپازیگرید هونکه 3- تاریخ ایران‏دکتر زرین‏کوب.

7_تفاوت بین یک طلبه و دانشجو چیست؟

مهمترین تفاوتى را که مى‏توان میان یک دانشجو با یک طلبه برشمرد، تفاوت در نوع مسؤولیت و وظیفه هر کدام مى‏باشد که خود برخواسته از هویت صنفى و شغلى است. به عبارت دیگر در جایگاه و نقشى که هر کدام از ان‏ها در جامعه دارند وظایف و کارکردها و اهدافى مورد انتظار مى‏باشد که هر کدام براى تحقق آن پرورش یافته‏اند. مثلاً مهمترین مسؤولیت یک طلبه تلاش و کوشش در جهت فراگیرى احکام و معارف اسلامى براى تبلیغ و عرضه آنها به جامعه و تحقق عملى آنها در ابعاد فردى و اجتماعى زندگى مى‏باشد و مسؤولیت یک دانشجو خوب درس‏خواندن و کسب تخصص در رشته تحصیلى خود براى پیشرفت و توسعه کشور است. ضمن این که هر دو گروه باید با یکدیگر تعامل داشته و علاوه برخودسازى دست در دست یکدیگر براى اعتلاى فرهنگى و علمى و استقلال و سربلندى جامعه کوشا باشند.

8_بهترین راه کمک به دیگران چیست؟

قرآن کریم مى‏فرماید: تَعاوَنُوا عَلَى اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْوى‏؛ در کارهاى نیک و پرهیز از گناه و انجام واجبات به یکدیگر کمک کنید". مصادیق کارهاى نیک و خیر هم در جامعه روشن مى‏باشد و نیاز به توضیح ندارد ولى توجه به این نکته ضرورى است که بهترین کمک بستگى به شرایط جامعه، روز، شخص کمک دهنده و شخص کمک شونده دارد مثلاً ممکن است شخص فقط کمک علمى از وى ساخته باشد و جامعه هم نیاز به چنین کمکى دارد که بهترین کمک براى این شخص ارائه خدمات علمى است.

9_جهیگاه نگرش طبقاتی دربینش اسلامی چیست؟

طبقه، گروه و صنف خاصى از جامعه است که جهت‏گیرى‏هاى واحد اعتقادى، اقتصادى و فرهنگى دارند. در قرآن تعابیر گوناگون و فراوانى وجود دارد که حاکى از پذیرش تکثر طبقات و گروه‏ها است. واژه‏هایى چون، قوم، امت، ناس، شعوب، قبایل امام، ولى، کافر، منافق، مشرک، مجاهد، صالح، مفسد، عالم، ظالم، مستکبر، مستضعف، طاغوت، غنى، فقیر، مملوک، حرّ، عبد و... نشانگر قبول تکثر طبقات در جامعه است. نگا: شهیدمطهرى، مرتضى، مقدمه‏اى بر جهان‏بینى اسلامى، انتشارات دفتر مرکزى جهاد سازندگى بى‏تا، سه جلد در یک مجلد، مبحث جامعه و تاریخ، ج 2، ص 35 - 40. این نگرش بدین جهت است که اسلام تفاوت انسان‏ها را به عنوان یک واقعیت مى‏پذیرد زیرا: انسان‏ها یا با یکدیگر تفاوت‏هاى طبیعى و جبرى دارند؛ یعنى، تفاوت‏هاى فیزیکى، زیستى و روانى که رفتار خود فرد هیچ‏گونه تأثیرى در آنها ندارد. همچنین تفاوت‏هایى در وضع و وظیفه و پایگاه اجتماعى؛ این تفاوت‏ها نیز یا معلول علل طبیعى است، مثلاً فردى بدون اختیار خود در طبقه محروم و فقیر به دنیا آمده است. و یا معلول علل اختیارى است مثل این که فردى با انتخاب و گزینش و اختیار خویش رفتارى را برگزیند که در نتیجه آن خود را فقیر ساخته و از این رو در طبقه پایین جامعه قرار گرفته است. اسلام نه تفاوت اول را منکر است و نه تفاوت‏هاى دوم را رد مى‏کند. قرآن تفاوت اول را امرى کاملاً طبیعى دانسته و آن را به عنوان امرى در متن نظام خلقت و دستگاه آفرینش تلقى میکند: وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْعالِمِینَ‏؛ و از نشانه‏هاى [قدرت‏] او آفرینش آسمان‏ها و زمین و اختلاف زبان‏هاى شما و رنگ‏هاى شما است. قطعاً در این [امر نیز] براى دانشوران نشانه‏هایى است‏، (روم، آیه 22) وَ مِنَ اَلنَّاسِ وَ اَلدَّوَابِّ وَ اَلْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ‏؛ و از مردمان و جانوران و دام‏ها که رنگهایشان همان‏گونه مختلف است [پدید آوردیم‏]، (فاطر، آیه 28). قرآن تفاوت‏هاى دوم را اولاً بسترى مناسب براى تقسیم‏کار و چرخیدن چرخ اجتماع تلقى مى‏کند: أَ هُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی اَلْحَیاةِ اَلدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ‏؛ آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم مى‏کنند؟ ما [وسایل ]معاش آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‏ایم و برخى از آنان را از [نظر] درجات، بالاتر از بعضى [دیگر] قرار داده‏ایم تا بعضى از آنها بعضى [دیگر] را در خدمت گیرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‏اندوزند بهتر است‏، (زخرف، آیه 32). ثانیاً تفاوت‏هاى اجتماعى و طبقاتى را زمینه‏ساز آزمایش انسان‏ها به عنوان بزرگ‏ترین، مهم‏ترین و کلى‏ترین و استثناءناپذیرترین سنت‏هاى الهى درباره انسان مى‏داند: هُوَ اَلَّذِی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ اَلْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فِی ما آتاکُمْ‏...؛ و او است کسى که شما را در زمین جانشین [یکدیگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى دیگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید، (انعام، آیه 165). نگا: مصباح یزدى، محمدتقى، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، شرکت چاپ و نشر بین‏الملل سازمان تبلیغات اسلامى، تهران، چاپ دوم، بهار 1379، بخش ششم ،ص 255 - 275. اما اسلام امتیازات طبقاتى را به کلى لغو نموده و از ارزش انداخته است. به این معنا که افراد در جامعه اسلامى با هم برادر و برابرند و هرگز کسى حق ندارد به استناد ثروت یا نیروى دیگرى از نیروهاى اجتماعى بر دیگران برترى جوید و آنان را خوار و سبک شمرده از آنان فروتنى و کرنش بخواهد یا به واسطه سمت مخصوص خود از پاره‏اى از وظایف سنگین اجتماع معاف شود یا مصونیت پیدا کرده و در برابر گناهى که مى‏کند مجازات نشود. سرپرست جامعه در اجراى قوانین و مقررات حکمش نافذ است و همگى باید در مقابل آن سر تعظیم فرود آورند و احترام گذارند، ولى در کارها و اغراض شخصى خود نباید توقع داشته باشد که دیگران در برابرش سر فرود آورند، یا هر چه کند حق اعتراض و خرده‏گیرى به او نداشته باشند یا به پاس این که سرپرست و فرمانرواى جماعت است، از پاره‏اى از وظایف عمومى معاف باشد. همچنین یک فرد ثروتمند نمى‏تواند ثروت را مایه افتخار خود قرار داده به پشتیبانى ثروت خود مستمندان و زیردستان را بکوبد. فرمانروایان جامعه نیز حق ندارند از او طرفدارى کرده هر سخن بیهوده او را به حقوق مسلم فقیران مقدم دارند. خداوند متعال مى‏فرماید: إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ؛ در حقیقت مؤمنان [و ایمان‏آورندگان به اسلام ]با هم برادرند، (حجرات، آیه 10) و همچنین مى‏فرماید: لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَ لا أَمانِیِّ أَهْلِ اَلْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ‏؛ دین خدا تابع آرزوها و خواسته‏هاى اهل کتاب و شما نیست؛ هر کسى کار بد [و خلافى‏] انجام دهد، در برابر آن کیفر مى‏بیند، (نساء، آیه 123). البته یک رشته اختصاصات، مانند اطاعت از پیشوایان دین و احترام والدین و مانند اینها در دین اسلام هست که وظایفى است مخصوص به یک طبقه در برابر طبقه دیگر ولى در این مورد هم کسى که این حکم به نفع او شده است، نمى‏تواند بر دیگران برترى جسته، مقام خود را به رخ آنان بکشد. از آن جا که انسان فطرتاً امتیازطلب است، اسلام بدون این که این غریزه فطرى را بکشد یک مورد عملى براى آن در نظر گرفته است و آن تقوا است. از دیدگاه اسلام ارزش واقعى از آن پرهیزکارى است و چون طرف حساب تقوا، خداوند متعال است، این مایه امتیاز هر چه بیشتر شود مزاحمتى براى دیگران پدید نخواهد آورد، برخلاف امتیاز طبقاتى که بزرگترین عامل فساد جامعه و نیرومندترین سبب تزاحم افراد و گروه‏ها مى‏باشد. بر این اساس در نظر اسلام یک فقیر پرهیزکار بر گروهى ثروتمند ناپرهیزکار برترى دارد و یک زن پرهیزکار از صدها مرد بى‏بند و بار بهتر است. چنان که خداوند متعال مى‏فرماید: یا أَیُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اَللَّهِ أَتْقاکُمْ‏؛ اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله [گروه گروه و دسته دسته ]گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید، در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شما است...، (حجرات، آیه 13) و همچنین مى‏فرماید: ... أَنِّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ‏...؛ من عمل هیچ صاحب عملى از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرید [و از یک نوع بوده و انسانند] تباه نمى‏کنم‏، (آل عمران، آیه 195). ناگفته نماند اسلام با ملاحظه این که همه افراد در انسانیت و عضویت اجتماع شریکند و کار و کوشش همگى محترم است، قوانینى وضع نموده که منافع هر کس در سایه آن معین گردد و در این صورت قهراً راه تعدى و کشمکش‏هاى اجتماعى خود به خود بسته مى‏شود. این مقررات با در نظر گرفتن مطالب پیش گفته به صورتى تنظیم شده که فاصله طبقات مختلف جامعه را تا آخرین حدى که ممکن است از میان بردارد و آنها را به یکدیگر نزدیک سازد. از سوى دیگر اسلام به پیروان خود دستور داده که به نفع اجتماع فکر کنند و از خودخواهى پرهیز کرده، نفع خود را در نفع جامعه اسلامى دیده و ضرر اجتماع را ضرر خود بدانند. یک فرد مسلمان باید نخست مسلمان واقعى باشد سپس یک تاجر یا کشاورز یا صنعتگر یا کارگر. چنین مسلمانى با این نگرش در هر کار و براى هر تصمیمى نخست مصالح و منافع اسلام و مسلمانان را در نظر مى‏گیرد، سپس مصلحت خویشتن را. او هرگز به کارى که به ضرر اسلام و مسلمانان است - هر چند به نفع خودش باشد - اقدام نمى‏نماید. در اسلام عباداتى چون نماز جماعت، نماز عید فطر و حج را وضع و مقرر فرموده که بهترین وسیله براى رفع اختلافات طبقاتى است، زیرا مؤثرترین راه براى آن که اختلافات طبقاتى ریشه‏کن شود، از میان بردن بداندیشى به یکدیگر است. این خاصیت در پرستش دسته‏جمعى حضرت حق به وجه کاملى وجود دارد، چرا که فردى که عبادت خدا را با اخلاص انجام مى‏دهد جز با خدا با کسى سر و کار ندارد. از طرف دیگر درهاى رحمت پروردگار به روى همه باز است و خزانه بى‏پایان نعمت او تمام شدنى نیست و ساحت قرب او - بى‏آن که مزاحمتى پدید آید - همگى را به خود مى‏پذیرد. لاجرم انس و الفت و مهر و محبت در مردم پدید مى‏آید و این براى رفع اختلاف‏ها و کدورت‏ها و بداندیشى‏ها وسیله و ابزار مناسبى است. نگا: علامه طباطبایى، سید محمد حسین، آموزش دین، جمع‏آورى و تنظیم از: سید مهدى آیت اللهى، جهان‏آرا، قم، بى‏تا، ص 38 46.

10_چرا فقط در کشور ایران ولایت فقیه موجود است؟

دین مقدس اسلام در رابطه با تعدیل رفتار جنسى نسبت به شرایط مختلف برنامه‏هاى متفاوتى را عرضه کرده است. قبل از پرداختن به برخى از آن توصیه‏ها ابتدا باید نگرش و موضع کلى اسلام را در رابطه با غریزه نیرومند جنسى به دست آوریم. قوانین اسلامى مبتنى بر حقوق فطرى است و در آنها به نحوى واقع‏گرایانه نیازهاى بشر در نظر گرفته شده است. از جمله غریزه جنسى، به عنوان امرى پلید که باید به هر شکل سرکوبش نمود، نگریسته نشده است. همچنین اجازه داده نمى‏شود که صددرصد تسلیم آن شد و به هر نحو ممکن خواسته‏هاى پایان ناپذیرش را اجابت کرد. بلکه باید آن را به نحو مشروع ارضا نمود و در عین حال باید آمادگى کامل براى مقابله با طغیان گریهاى ایمان‏سوز و سعادت سوز آن نیز داشت. در این راستا به چند چیز توصیه شده است: 1- ازدواج در اولین فرصت ممکن. 2- ازدواج موقت براى نیازهاى موقت و نیز براى کسانى که به عللى امکان ازدواج دایم براى آنان فراهم نیست. 3- جلوگیرى از بعضى انحأ اختلاط بین زنان و مردان اجنبى و جلوگیرى از این که هر یک در برابر گروه دیگر به دلربایى و تحریکات دست زند. 4- رعایت ضوابط رفتار خصوصى در میان پدران و مادران به گونه‏اى که فرزندان هر چه دیرتر از روابط جنسى آگاهى یابند و موجبات بلوغ زودرس و گرایشات جنسى به طور مصنوعى فراهم نشود. 5- توصیه بالا در روابط اجتماعى و برنامه‏ریزیهاى فرهنگى نیز صادق است ازاین‏رو در نگرش اسلامى برنامه‏ریزى‏هاى فرهنگى باید در جهت توجه به خدا، تقوا و عفاف قرار گرفته و با عوامل انحراف‏آمیز به شیوه‏هاى مختلف فرهنگى و قضایى برخورد متناسب صورت گیرد. 6- هر کس خود نیز باید از عوامل محرک و آفرینشگر تخیلات شیطانى دورى گزیند. در این رابطه مى‏توان اضافه کرد که حتى پوشیدن لباسهاى تنگ که براى خود فرد نیز تحریک کننده است مورد نهى است. در پایان جزوه ده دستور نیز که براى جوانان برنامه‏هاى کاربردى مناسبى دارد تقدیم مى‏گردد.

 

/ 0 نظر / 18 بازدید