ویژگی های جاودان شهید مطهری (ره )

ویژگی های جاودان شهید مطهری (ره )

آنچه در پی می آید تحلیلی پیرامون شخصیت استاد شهید مرتضی مطهری(ره) و بیان ویژگیعلمای جاودان در طول اعصار و روزگاران است. اینک با هم آن را از نظر میگذرانیم:

□□□

مرحوم شهید مطهری(ره) خاطرات و آثار و برکاتفراوانی داشته و دارند که به این زودی ها پایان پذیر نیست.
بنده به نوبه خودم درسالگردهائی که برای این بزرگوار گرفتند، شرکت کرده ام و یادم نیست برای هیچ شهیدی،هیچ عالمی به آن اندازه که در مراسم ایشان شرکت کردم، توفیق داشته باشم! حتیسالگردهائی که برای مرحوم علامه گرفته اند، یا برای اساتید دیگر گرفته اند؛ برایمرحوم شهید مطهری(ره) بیش از دیگران ما این توفیق را داشتیم.
من یادم هست وقتیرسانه های گروهی خبر شهادت ایشان را رساندند، و عکس شریف ایشان را تلویزیون نشان میداد، من فقط کارم این بود که آن عکس را می بوسیدم و گریه می کردم. این خاطره مناست؛ من آن روز در آمل بودم. ایشان تقریبا سال ۳۲ بود که از قم به تهران مهاجرتکردند؛ و مدرسه مروی آن روز بهترین مدرسه تهران بود، الآن هم همین طور است؛ و چهارتا حجره رو به قبله داشت که ما در یکی از آن چهار حجره می نشستیم. در کنار حجره ماحجره مرحوم آقای قاضی بود که او تالی مدرس مدرسه مروی بود.
مدرس رسمی مدرسه مرویمرحوم آیت الله آقاسیدعباس بود؛ پسر آقای فشارکی. ایشان شاگرد مرحوم آقا ضیاء عراقیبودند، از شاگردان خوب مرحوم آقاضیاء بودند. در اصول مسلط بودند که ما بخش وسیعی ازرسائل را خدمت ایشان می خواندیم. و مرحوم آقا سیدعباس فشارکی، داماد مرحوم آشتیانیبود، مدرس رسمی مدرسه مروی بود برابر وقفنامه. مرحوم آقا شیخ رضای قاضی، تالی مدرسبود. برابر وقفنامه مدرسه مروی؛ یک مدرس دارد، یک تالی مدرس. مثل امام جمعه دائم وامام جمعه موقت که اگر آن نباشد، این تدریس می کند.
مرحوم آقا شیخ رضای قاضی درکنار حجره ما، حجره داشت و شرح منظومه و اینها تدریس می کرد. بعد از رحلت ایشان،مرحوم شهید مطهری آمدند در همان حجره، مستقر شدند. ایشان هم همین علوم عقلی راتدریس می کردند، منتها روزها بود. و چون حجره ما و جائی که ایشان تشریف می آوردند،تدریس می کردند، فاصله بسیار کم بود؛ غالب روزها که تشریف می آوردند، خدمتشان میرسیدیم و محضر ایشان برای همه ما شیوا و شیرین بود.
این بزرگوار چون در سطوحگوناگون آثار فراوانی دارد، خون پربرکت ایشان هم برای سطوح گوناگون نافع است. دومطلب باید مورد عنایت قرار بگیرد؛ یکی مربوط به اصل شهادت و خون شهید است، یکی هممربوط به شخص ایشان.
اصل جریان خون شهید، این سخن مال ۷، ۸ قرن قبل است که قبلاز جناب مولوی، آن عارف بزرگوار گفته است، بعد جناب مولوی گفته است: صدهزاران طفلسر ببریده شد تا کلیم الله... این سخن مال ملای روم نیست، قبل از او هم آن بزرگواردیگر، ابن عربی گفته است، بعدها در طی این ۷قرن رواج پیدا کرد. آن بزرگوار می گوید: موسای کلیم دفعتا به بار نیآمده! این یذبحون ابناءهم(۱) موسای کلیم را احیاء کردهاست.
خدای سبحان براساس عدل محض عالم را اداره می کند. خون هیچ بی گناهی به زمیننمی ریزد. و این که در جریان سیدالشهداء(ع) هست که خون گلوی علی اصغر را به آسمانریخت، حالا شاید یک سمبلی باشد، ولی براساس الیه یصعدالکلم الطیب(۲) بالا رفته است. وگرنه خون چه به زمین بیاید، آسمانی است؛ چه به آسمان برود، آسمانی است. آسمان رفتننه یعنی بالا رفت و پائین نیآمد! این خون پائین بیا نیست.
بعد از سخن ابن عربی،بعدها مولوی و امثال مولوی این را بازگو کردند که صدهزاران طفل... تا بعدا کم کمکلیم الله زائیده شد. این «اصل خون شهید» است.


معلمانقوی
اما خصیصه شهید مطهری(ره) این است که: علمه شدیدالقوی(۳). این معلمانیداشت که واقعا شدیدالقوی بودند. از یک سو امام راحل(ره) بود که او در حد خود واقعادر این عصر شدیدالقوی بود، یکی هم علامه طباطبائی بود که او هم شدیدالقوی بود. قوایعلمی و عملی اینها در کمال شدت فعال بود.
مرحوم علامه طباطبایی(ره) معتقد بود کهوقتی کسی حرف معقولی دارد و مقبولیت اجتماعی دارد، این باید در دو سطح یا سه سطححرف بزند. بعضی از این بزرگان ما؛ چه در فقه، چه در فلسفه، اینها دارای یک سطحیاند. یعنی مثلا بزرگان قبلی؛ حکیم سبزواری، حکیم آقا علی نوری، بالاتر مرحومصدرالمتألهین، اینها یک قلمه اند. اینها فقط برای خواص چیزی می نویسند.
امامرحوم علامه طباطبائی اینچنین نبود. هم المیزان و تعلیقات اسفار و مانند آن مینوشت، هم آموزش دین بچه های مدرسه، این کار آسانی نیست اینکه آدم بتواند مطالب عقلیعمیق را رقیق کند تا بچهبفهمد خیلی سخت است. هم کار، کار سختی است، هم تنزل دادناز آن، مستصعب و سخت تر این کار را مرحوم علامه کرده بود. شهید مطهری هم شاگرد اینعلمه شدیدالقوی بود. یاد گرفت چگونه قلم بزند. هم آن مطالب عمیق نوشتند، هم کتابرقیق داستان راستان! کسی نیست که داستان راستان را بخواند و نفهمد. برای همه قابلفهم است. این دو سطح یا سه سطح سخن گفتن از همان جا گرفته شده.


ثمره خون شهید
مطلب دیگر اینکه براساس آن مطلب قبلی که خون شهید در رگهایجامعه القاء می شود، شهید کار خودش را کرده. مثل کسانی که به سازمان انتقال خون،خون دادند. منتها جامعه ما باید بفهمد و عقل را پیدا کند تا بخواند و هماهنگ بشودبا گروه خون این شهید.
یک ملت غیرعاقل با گروه خونش هماهنگ نیست. کسی که اهلاستدلال نیست، اهل عقل نیست، عقل گرا نیست، وارسته نیست، پرهیزگار نیست، این با اینخون، هم گروه نیست. این سازمان انتقال خون به همه می فهماند که این خونی که الآناینجا هست، گروه «ب» است، «آ» است، یا فلان است. خون شهید مطهری یک گروه عقل گرائیدین باور دین پژوه دین شناس دین دار می خواهد. آنهائی که قبول کرده اند، می تواننداز آن استفاده کنند، وگرنه بهره ای نمی برند. کار ستاد این است.

/ 0 نظر / 14 بازدید